مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

433

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - وگردن مباركش متلألئ ودرخشان بود . واز نزديك گلو تا سر ناف ، به مويش مثل خطى كشيده بودى . وديگر ، در روى دو پستان وأطراف شكمش موى نداشتى وروى گرده ودو ذراع وشانه اش وأعالي سينه اش ، موهاى بلند داشتى . ودو بند دستش بلند وكف دستش وسيع ودو دست ودو پاى مباركش بزرگ وزبر وانگشتان كشيده بودى ، واستخوان هاى دو ساعد دست [ و ] دو ساق پاى ، بلند وكشيده بودى ؛ يعنى كوتاه وكلفت نبودى . ووسط كف دو پاى مباركش به زمين نرسيدى وپشت دو پاى مباركش چنان مساوى بود كه اگر آب به روى آن ريختى ، جارى شدى ، وزيست نكردى . چون به رفتار آمدى ، قدم مبارك را به قوت از زمين برداشتى ، نه مثل زنان كه پاها را آهسته برمىدارند ونزديك يكديگر بر زمين مىنهند ، چنان گام خود را برمىداشت كه گويا به پيش ميل مىنمود وبه نرمى ووقار راه مىرفت . وليكن چون گام‌هاى بزرگ برمىداشت ، سريع المشي بود وچون راه مىرفت ، گويا روبه سرازير راه مىرود . وچون نظر افكندى ، به سوى همه نظر افكندى ، يعنى شخصي دون شخصي را مخصوص به نگاه نفرمودى . وچشم مباركش به زير افتاده ونظرش بر آسمان بودى وبيش تر نظرش به گوشهء چشم بودى . وچون با كسى ملاقاة كردى ، به سلام كردن سبقت گرفتى . » حضرت مجتبى عليه السلام گويد كه : به هند بن أبي هاله گفتم كه : « از تكلم كردن وسخن گفتن ومنطق أو وصف كن . » گفت كه : « آن جناب علىالاتصال غمناك وحزين بود وهميشه فكر مىكرد وراحتى از براي أو نبود . ودر غير وقت احتياج سخن نمىگفت واز ابتداى كلام تا انتهاى كلامش آهسته بود . وبه گوشهء دهن سخن مىراند وچون تكلم مىفرمود ، سخن‌هاى جامع مىگفت كه نه زيادة از مقصود ونه كوتاه از مقصود بود . وبه نرمى سخن مىگفت ، نه زبرى ودرشتى ، ونه اين كه خوار وپست شمارد مخاطب خود را وبه طرز اهانت كردن با أو سخن گويد . وهميشه نعمت را بزرگ شمردى واگر غذايى يا مشروبى خوب نبود ، نه مذمت مىكرد ونه مدح مىنمود . ودنيا وچيزهاى دنيوي هرگز أو را به غضب درنياوردى . واگر بر حقي تجاوز مىشد ، ملاحظهء كسى را نمىكرد ، وكسى نمىتوانست خشم اورا فرود آورد مگر آنكه به حق برسد . وچون اشاره مىفرمود ، با كف دست اشاره مىنمود وچون از چيزى تعجب مىنمود ، دست مباركش را گردش مىداد . وچون گفت‌وگو مىكرد وحديثي بيان مىنمود ، علىالاتصال گودى كف دست راست را به باطن ابهام دست چپ مىگذاشت . چون غضب مىكرد ، اعراض مىفرمود وروى مبارك برمىگردانيد ، وچون مسرور وشادمان مىشد ، چشم مبارك را به هم مىگذاشت ونمىگشود . بيش تر خندهء أو تبسم بود وچون تبسم نمودى ، دندان مباركش مثل تگرگ سفيد ونيكو بودى . » حضرت مجتبى حسن بن علي عليهما السلام مىفرمايد كه : من اين شمائل وأوصاف محمدي را مدتي از حضرت -